|
من میگم تنهام چون تنهام چون که کسی رو ندارم که به اوون امید داشته باشم چون که دیوونه ای بیش نیستم چون که .......... حالا به جوابت رسیدی ؟؟ + نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1384 10:25 بعد از ظهر بدستامیر |
دوستت دارم با چه زبونی بگم دوستت دارم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 11:19 قبل از ظهر بدستامیر |
بازم دلم گرفته گریم اخیاری نیست آخه منو جز گریه کاری نیست یه عمر از محبت بی نصیبم ای خدا من غریبم ای خدا چرا جز غصه منو یاری نیست اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه از لب های سردم خنده گریزونه رازه دل خستمه کس نمی دونه بازیچه شدم تای کی دل گول زدن تا کی افسردگی تا کی اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه دل به هرکه دادم بی وفای دیدم چه رنج های که عمری از عشق کشیدم اگه عشق همینه اگه زندگی اینه نمی خوام چشمام دنیا رو ببینه بازم دلم گرفته گریم اخیاری نیست آخه منو جز گریه کاری نیست + نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 11:35 قبل از ظهر بدستامیر |
به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست + نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 12:55 بعد از ظهر بدستامیر |
نمی دانم انتظارم امروز تمام می شود یا باید همچنان انتظار بکشم ؟ اگر امروز نیاید من باید چیکار کنم. خودش به من قل داد که می یاد. پس می یاد. نمی دانم. از چی بگویم از خودم از نامرد دلان اگر کسی بود ناکسی شد اگر ناکسی بود کسی شد نمیدامن دیگه هیچی به ذهنم نمی رسد خسته شدم حالم از خودم داره به هم می خوره دیگه ............. چه جوری من به اوون ثابت کنم که دوستش دارم نمیدانممممممممممممممم خدایا هیچ وقت کسی رو عاشق نکن اگر عاشق کردی به معشوقش برسان + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 10:0 قبل از ظهر بدستامیر |
|