|
من كه آسمون نبودم اما عشق تو يه ماهه سرزنش نكن دلم رو به خدا اون بي گناهه تو كه چشماي قشنگت خونه ي صد تا ستاره س تو كه لبخند طلاييت واسه من عمر دوباره س بيا و مثل گذشته جز به من به همه شك كن من بدون تو مي ميرم بيا و بهم كمك كن + نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1384 10:24 قبل از ظهر بدستامیر |
قسم به عاطفه يك نگاه دريايي قسم به بارش شمع وجود يك انسان قسم به شهر پر از ساكنان رويايي قسم به واژه كمرنگ عشق در مهتاب قسم به ترجمه نيلي شكيبايي قسم به عاطفه نقره فام چشمانت قسم به هجي مفهوم يك شكوفايي بمان هميشه كه بي تو شكوفه خواهد مرد + نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384 1:16 بعد از ظهر بدستامیر |
سلام بچه ها من H هستم این وبلاگ حذف نمیشه مطمئن باشید امیر من درکت می کنم اینو باور کن شاید به زبون نیارم ولی ... قربون همتون H + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 3:51 بعد از ظهر بدستامیر |
شده است تصوير ثابت اين روزهایام... پلکهایام که بر هم مینشيند آهسته شکل میگيرد؛ مثل محو تدريجی بخار آب روی شيشههای پنجرهی قطار و باقی ماندن نام تو و دستپاچهگی من و بعد تونل که به دادم میرسد و تاريکی و خندههای کودکانهی تو، صدای ممتد سوت قطار، صدای خروج بخار از سوپاپهای اطمينان و صدای سايش کفشکهای ترمز با چرخها و زوزهی آهن بر ريل و سوزش داغی در گونهی سمت چپ و بعد روشنی کوتاه بين دو تونل و تو که نيستی و پنداری هرگز نبودهای + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1384 12:39 بعد از ظهر بدستامیر |
سلام معلوم نیست این وبلاگ چه قدر عمر داشته باشه شاید در همین یکی دو روز دیگه حذف شه معلوم نیست ولی اینو میدونم که آخرین روزهاشه دیگه ببخشید خدا حافظ + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 10:1 بعد از ظهر بدستامیر |
چرا هیچ کس باور نمی کنه ؟؟ حتی او + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1384 12:36 بعد از ظهر بدستامیر |
کاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت دوستت دارم + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1384 9:54 بعد از ظهر بدستامیر |
|