|
سلام دوستان عزیز من قرار بود این وبلاگو دیگه آپ نکنم ولی فقط بخاطر یه یکی از بهترین عزیزانم آپ میکنم + نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385 8:45 قبل از ظهر توسط امیر |
گفتي:" دلت با من نا مهربان نبود." گفتم :" دل تو بي وفايي را , بر قاب آبي اش نوشت. " گفتي:" با هم ازاين ديارسفر کنيم ." گفتم :" تو سفر کردي و من تنها شدم . " گفتي :" اين بار, تو همراه من بيا!" گفتم :" برو , من اين ديار را عاشقانه دوست دارم ! " گفتي :" او مثل تو عاشق نبود." گفتم :" عاشقي درد سختي بود! " گفتي:" اين بار من عاشقم !" گفتم:" پس برگرد!... به سرزميني که به نيت چشمانش دلم را اواره کردي ... برگرد من سالهاست , بي تو نفس مي کشم + نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر 1385 8:37 قبل از ظهر توسط امیر |
لطفا هر کس منو لینک کرده خارج کنه
مرسی + نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385 12:23 بعد از ظهر توسط امیر |
|