قصه برگ و با ده
تموم سرنوشتم
بهار و میخوام اما
پاییزیه سرشتم
یه جاده پیش رومه
که انتها نداره
دل مسافر من
دوباره بی قراره
تو شهری که تو باشی
می مونه این مسافر
دلخوش میشه به یک سقف
پرنده مهاجر
وقتی که تو بمونی
کنار من همیشه
دستای بی نصیبم
پرازستاره میشه
حرف پاییز ونزن ..!!!
پیک بهاریم من وتو
ابری ازطراوتیم
باید بباریم من وتو ...!!!
+
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385 2:34 بعد از ظهر توسط امیر
|

اجازه هست عشق تو رو تو کــوچه ها داد بزنـم؟
رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فریادبزنم؟
اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن؟
اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوی کتــــابا بخونن؟
اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغونی کـــنم؟
پــیش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربونیکنـــم؟
اجــازه می دی تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات؟
روزی هزارو صد دفه ، بگــم که مــی میرم بـــرات؟
اجازه می دی که بگــم حــرف تـــرانــه هام تویی؟
دلیـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــویی؟
اجــازه دارم به هــمه بگم کـــه تــــو مـــال مــنی؟
سـتارتم ایــنو مــی گه،کــه تو ، تـــو اقبال منــی؟
اجــــازه هست تـــا ته مـــرگ منتظر تو بشــینم ؟
تو رویــاهای صــورتیم، خودم روبـــا تــو بــبینم ؟
اجازه هست جار بــزنم بگـم چقــد دوست دارم ؟
بگـم مـی خوام بـخاطرت ســر بـه بـیابون بذارم ؟
اجــازه هسـت بــرای تـو از تـه دل دیـوونه شــم ؟
اجازه می دی که بگم همین روزای میای پیشم؟
اجازه هست عکس تو رو ، رو صـورت مــاه بزنم ؟
طـــلسم قــصه هامونو ، با داشــتن تو بشکــنم؟
اجازه می دی که شبا همش بیام تـو خـواب تو ؟
اون عکسی که باهم داریم جا بدمش تو قاب تو؟
اجازه می دی قصه هام با عشق تو جون بگیره ؟
چشـمای عاشقم واست روزی هـزار بـار بـمیره ؟
اجازه می دی عشقمو همش بهت نشون بدم ؟
پیش زمین و اسمون واسه تو دس تکــون بـدم ؟
اجـازه مـی دی واسـه تـو قصـر طـلایی بسـازم ؟
بــا یـه صـدای مـخمـلی بـــرات لالایـی بسـازم ؟
اجازه می دی که فقط تـو دنــیا بــا تــو بــمونـم ؟
هر چی که عــاشقانه بـود به خـاطر تو بخـونم ؟
اجازه هست با بال تو پر بزنیم ، بریم بهشـت ؟
کاش نذاریم برنده شه،تو بازی ما،سرنوشـت ؟
اجـازه هست با افتخـار آهنگ ساز من بشـی ؟
تو فصل سـخت زندگـی باز گل نـاز مـن بشـی؟
اجازه هست پنـاه من گرمـی آغوشـت بشـه ؟
هراسمی جزاسـم خودم،دیگه فراموشت بشه؟
اجـــازه مـی دی پاییــزوپــر از تولــدت کنـــم ؟
بیـــامــو مــاه اذروپیشــکشـی خــودت کــنم ؟
اجازه هست؟بگوکه هست من همشودارم میگم
بــا تو بــه آسمون مــی رم بـا تـو یه ادم دیـگهم
اجـازه هستیه لحظه هم دیگه ازت جدا نشم؟
گول گـلارو نخـورم، محــو ســتاره ها نشــم ؟
اجازه می دی که بگم، مـن مال تو، تـو مـال من؟
من از توخواهش می کنم که زیر وعده هات نزن
اجــازه ی تــو دسـت تـو، اجـازه مـن دسـت تو
خنده ی من خنده ی تو ، شکست من شکست تو ...!!!!
+
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385 2:34 بعد از ظهر توسط امیر
|
سلام دوستان عزیز دلیل آپ کردنه منو که میدونید .
نه نمی دونید
امروز منو کچل کرد
گفت فردا که میبینم باید آپ باشد
برایه همین من این پستو میزنم
از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد.
خدا فرمود:خودت بايد آنها را رها كني.
از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد.
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است؛ جسم هم كه موقت است.
از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند.
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطاكردني نيست، آموختني است.
گفتم: مرا خوشبخت كن. فرمود: نعمت از من خوشبخت شدن از تو.
از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند.
فرمود: رنج از دلبستگيهاي دنيايي جدا و به من نزديكترت ميكند.

+
نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385 6:26 بعد از ظهر توسط امیر
|