|
ترا ميخواستم تا در جوانی
نميرم از غم بی همزبانی غم بی همزبانی سوخت جانم چه ميخواهم دگر زين زندگانی ؟ ***
![]()
![]() ![]() ![]() گفته بودم که اگر بوسه دهم توبه کنم
که دگر بار از اين گونه خطاها نکنم بوسه را داد چو برداشت لبش از لب من توبه کردم که دگر توبه بيجا نکنم دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران ، گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
این ثانیه های بی نظیر... این دقایق ناب...این لحظه های سرشار از شور و اشتیاق...
این روزهای فراتر از عشق و دلدادگی ... این فرصت های قشنگ و رنگارنگ... این همه صمیمت و صداقت ... این همه مهربانی ... این همه یکرنگی ...این همه شوق باهم بودن و با هم ماندن ...همه و همه ... هدیه ای است بزرگ ... زیبا ...ماندگار ... از خدای من و تو برای من و تو !تنها، من و تو باید این هدیه ی سرشار از همه ی بهترین بهترین ها را در صندوقچه ی قلبمان برای همیشه و همیشه به دور از هر چه زشتی و نازیبایی نگه داریم ...!تنها، من و تو باید لحظه هایی بیشتر و گرمتر و داغتر از امروز بیافرینیم ...!آری ! تنها، من و تو .........!!!!![]() گلنداما! بسويم دسته ای گل
فرستادي٬ مرا پروانه کردی مرا کاشانه چون غمخانه ای بود تو اين غمخانه را گلخانه کردی زدست قاصدت گل را گرفتم به هر گلبرگ آن صد بوسه دادم پس از ان با دلی آکنده از شوق به آرامی به گلدانی نهادم شبانگه گرد گل پروانه گشتم به ياد تو به گل بس راز گفتم حکايتها که با تو گفته بودم به جای تو به گلها باز گقتم گل ناز تو را بوسيدم از شوق ولی آن گل کجا ناز تو را داشت نشانی داشت از بوی تو٬ اما کجا چشم فسونساز تو را داشت به روی برگ زيبای گل سرخ نهادم بادلی غمگين لبم را به اميدی که با ياد لب تو به صبح آرم به شادی يک شبم را ولی هر چند بوسيدم گلت را دل تنگم چو غنچه هيچ نشکفت در آن حالت که گرم بوسه بودم گل سرخ تو در گوشم چنين گفت گل سرخم مخوان ای عاشق مست که من پيش لب يار تو خارم به سرخی گرچه دارم رنگ آن لب ولی شيرينی و گرمی ندارم
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ๑۩۞۩๑๑تو بهار دوست داري و من خواهان خرانم تو در بهار عمري
و من بخزان زندگي نزديکم تو بر رخسار خود بهار داري که چون گلي
نو شکفته است اما من چشماني فرسوده دارم که به خورشيد نيمرنگ
خزان ميماند من قدمي پيش ندارم.قدمي به پيش بر ميدارم و ديماه آغوش
افسرده خود را براي من گشوده است. اما اگر تو قدمي پيش بيايي و من
يک گام واپس بردارم در تابستان سوزان عشق بهم ميرسم
امیر
![]() ![]() ![]() ![]() + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 7:55 بعد از ظهر توسط امیر |
|