تبليغاتX
عشق یا نفرت ؟؟؟؟؟؟ LOVE OR HATE

عشق یا نفرت ؟؟؟؟؟؟ LOVE OR HATE

  

دوستت دارم

روزی پسرکی از خواهر بزرگش پرسيد آیا تا بحال کس خدا را ديده است ؟ خواهرش در حالی که مشغول

مطالعه بود به تندی پاسخ داد نه البته که نه ! خدا در جای دوری در بهشت است و هيچ کس نمي تواند او

را ببيند.روزهای زيادی گذشتند اما اين سوال همچنان در ذهن آن پسر باقی ماند . روزی از مادرش پرسيد

" مامان آيا کسی تا بحال واقعا خدا را ديده است ؟ مادر مودبانه پاسخ داد " نه پسرم، خدا روح است و در

قلبهای ما ساکن است و ما هرگز نمي توانيم او را ببينيم.پسرک کمی راضی شد اما هنوز متعجب بود!!!

 

چند روز بعد که با پدر بزرگش به ماهيگيري رفته بود  با کمی ترديد و نگرانی گفت" پدر بزرگ فکر مي کنم

شما بتواند به سوال من پاسخ بدهيد آیا کسی تا بحال خدا را ديده است ؟ پير مرد همانطور که به آب

خيره شده بود بدون آنکه سرش را برگرداند با تمام وجود خود پاسخ داد

 

پسرم راستش را بخواهی من جز خدا هيچ چيز ديگری را نمي توانم ببينم.

 

 

درسهايي از كوه



براي رسيدن به قله كوه قبل از برداشتن هر ابزاري ، اول اراده ات را در كولهات بگذار.



وقتي هدف قله است ، چشم به آن بدوز . ولي از سنگهاي لغزان زير پايت غافل مشو.



وقتي به قله رسيدي ، نفس راحت نكش ، چون بايد بازگردي.



همان طور كه قله از دور پيداست ، فاتح قله در آن ناپيداست.



سازگاري را از كوه و دريا بياموز . آيا كوهي را مي شناسي كه به دريا رودي نفرستاده باشد.



در ميان كوه ها هميشه كوهي سربلند تر است كه در مقابل حوادث ايستادگي كرده باشد.


عظمت طلوع و غروب خورشيد را از كوه ها بپرس ، كهدر شبانه روز از هيبت آن رنگ به رنگ مي شود.
 


به كوه احترام بگذاريد كه مادر خاك است و به خاك احترام بگذاريد كه عنصر وجودي آدمي است.



كوه هاي پير هموار ترند.



اگر قله زندگي ، مرگ است ، براي رسيدن به آن شتاب مكن و لذت لحظه ها را به فتح قله مفروش.





در حضور حييرت زده ماه با دلم به گفتگو مي نشينم؛



از خاطرات دور و نزديك ميگويم،



از شبهايي كه بيدادي ستارگان و زيبايي ماه را نديده گرفتم،



از شبهايي كه اسير پنجه هاي خواب بودم



و از ديدن مهتاب محروم ماندم.



من عبور معطر نسيم را نديدم؛



من سرود باران را كه بر خواب گياهان و درختان باريد، نشنيدم.


من ماندم و نسيم گذشت.


من ماندم.



من خاموش ماندم و دريا خروشيد؛



من پژمردم و گل شگفت و دل با من سخني نگفت.



من با دل آشنا نبودم.



حال در خلوت خويش با دل سخني مي گويم



و روزهاي از دست رفته را مي جويم.


خوب مي دانم كه هنوز


فرصت شگفتن است


و باران دوباره خواهد باريد


و زمين با نام تو سبز خواهد شد.



اگر او دست مرا بگيرد،



من نيز خواهم شگفت و از بند ظلمت رها خواهم شد


چنان ستاره اي كه در خاموش ترين شبها



سرود سپيد صبح را خواند



و شعر روشن فردا را بر لوح آسمان نوشت.

 

عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به دست آوردن، با رهاكردن و نه با

 تملك است كه عشق مي‌ورزيم

***

آن كس را كه دوست داريد آزاد بگذاريد اگر متعلق به تو باشد به پيش تو باز مي گردد و گرنه از اول هم

براي تو نبوده است

***

لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385 9:5 قبل از ظهر توسط امیر |


 

با سلام خدمت دوستان عزیز.

دعا و  نیایش ، قبل از  آنکه ابزار زندگی باشند ، ابراز بندگی اند و بیش از آنکه خواهش تن  را ادا کنند،حاجت دل را روا میکنند،و برتر از آنکه سفره ی نان را فراخی بخشند، گوهر جان را فربهی میدهند.

 

دعا فقط صحنه ی خواندن خدا نیست ، که عرصه ی شناختن او نیز هست؛ مونولوگ نیست، دیالوگ هم هست؛ سخن گفتنی دو سویه است و دراین مکالمه و مخاطبه است که هم انس حاصل می شود هم شناخت؛ هم پالایش روح میشود، هم تقویت ایمان؛ هم دل خرسند میگردد، هم خرد. و چنین است که آدمی به تمامیت خویش در محضر تمامیت طلب ربوبی حاضر می شود و نه دستار ، که سر را هم می بازد، و نه به اضطرار عاقلانه، که به اختیار عاشقانه میشکند.

 

در دعا هم از  نیاز عاشق سخن می رود، هم از ناز معشوق؛ هم از احتیاج این، هم از اشتیاق او؛ هم از انس، هم از خوف؛ هم از محبت، هم از معرفت؛هم از توبه و انابت، هم از کرم و احابت؛هم از حاجات  معیشتی و زمینی، هم ازمطلوبات آرمانی و آسمانی ؛ هم از تسلیم، هم از تعلیم. و چیست جز دعا که این همه نعمت  و  برکات از دامان و آستین آن  سخاوتمندانه  فرو ریزد و آن همه  خدمات  و حسنات که کریمانه از دست او برخیزد ؟

 

در این عالم دو موجود هستند که جبراً بر انسان چیره اند و عجز او را به او می نمایانند : خداوند، و مرگ.

 

به همین دلیل کسانی که از شیطانیت و فرعونیت نصیب بیشتری دارند، کمتر از مرگ یاد می کنند . به یاد مرگ نبودن نشانه ی رشد شخصیت یا فراتر رفتن از مرگ نیست. بلکه ناشی از دیوزدگی است. سرکشان تلقین عجز را برنمی تابند. یکی از دلایلی که شیطان از خداوند عمر طولانی طلبید ، همان استکبار او بود . اولین درخواست وی از خداوند این نبود که « خدایا مرا ببخش » بلکه این بود که « دست کم مرا نمیران». این نکته بسیار مهم است که ابلیس از خداوند خواست تا قیامت به او عمر دهد. به تأبیر مولانا این هم از تأثیرات لعنت باری بود که شیطان طالب عمر طولانی شد.

 

طلب عمر طولانی فی نفسه مذموم نیست مشروط به اینکه همراه با عمل نیکو باشد. عمر طولانی اگر با خشم خداوند، عمل ناشایست و حیات ناپاک باشد، به هیچ وجه خواستنی نیست. بنابراین طلب نامشروط و مطلق عمر طولانی هم نشانه ی فرعونیت نفس و گریز نفس از مرگ است و هم آدمی را مشمول خشم بیشتر خداوند خواهد کرد. آن طلب ناسنجیده ای که شیطان از خداوند کرد یکی از مظاهر فرعونیت و شیطانیت بود و سرّش نیز همان بود که گفته شد.

Not Available

 

درست در مقابل شیطان و پیروانش، اولیاء خداوند همواره با ذکر موت ، عوالم بعد از مرگ را برای خود یادآوری می کنند ، و نفس سرکش را رام مینمایند. و ما آدمیان بسیار محتاجیم که برآتش سرکشی های نفس مان همواره آب تخفیف بیفشانیم. مرگ اندیشی از این حیث نهایت اهمیت را دارد.

 

ادیان همواره برای زدودن حبّ دنیا، یاد مرگ را بسیار توصیه کرده اند. روشن است که یاد مرگ و دفع حبّ دنیا همواره آدمی را به کفاف و عفاف دعوت می کند، و بهره برداری گزاف و بی رویه از این عالم را محدود میکند. و از همه بالاتر زمینه ی مساعدی برای پرورش صفات نیک در دل آدمی بوجود می آورد. چرا که به تعبیر مولوی « مادر بت ها، بت نفس شماست » . و خاصیت اصلی نفس نیز خودخواهی و خودبینی است . و از عظیم ترین و مؤثرترین کوبنده های نفس همانا یاد موت است . این امر گرانمایه را باید به هر نحو ممکن زنده نگاه داشت و در زندگی روزمره از آن استفاده کرد.

 

این سخن به هیچ وجه به معنای دست و پای بستن، و عجز پیشه کردن (به معنای مذموم آن) و تلخ کردن زندگانی نیست ؛ بلکه دقیقا به معنای گشودن زنجیرها می باشد . درآمدن این معنا به ذهن آدمی ، انواع دلبستگی های ناصواب را از او خواهد زدود.و او را نه تلخکام که شیرین کام خواهد کرد. تلخکامی نتیجه ی اسارت هاست و اگر زنجیر این اسارت ها گشوده شود، به جای تلخی اسارت، شیرینی آزادی خواهد نشست.

 

به همین دلیل است که کسی همچون مولوی با آنکه مردی مرگ اندیش بود بسیار طربناک بود. مرگ اندیشی و طربناکی دو روی یک سکه اند. به خصوص اگر آدمی در این مرگ وعده ی ملاقات هم ببیند.

 

نفس باید این گونه باشد.

 

خواهش میکنم برایه من دعا کنید.

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385 3:29 بعد از ظهر توسط امیر |


DESIGN BY :MINOS X

این وبلاگ خیلی باحاله اینو من نوشتم نه نویسنده ی وبلاگ
چون پسوردشو داشتم اومدم اینجا نظر دادم دوستت دارم امیرم ، زندگیه من تویی فقط تووووو (عشق)


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

خیلی قشنگه
تست iq
عکس زیبا بروفه
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

هفته دوم آبان 1388

هفته دوم دی 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته سوم دی 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384


آرشيو موضوعي

درباره عاشقی


پيوندها

اینم از چرتو پرتای خودم (وبلاگه دیگم)
بازم جیلوس
آوا
مهسا...ok
یاسمن
الهام
اعظم
شادی
شیطونک کوچولو از دوستان قدیمی وبلاگ
نازنین دختری از سرزمین خاک
دل نوشته های من
آزیتا
حمیده
مریم(پرنیان)
آزیتا
پارمیدا
دختری در قبرستان....
رها..


    تعداد بازديدها:

POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS


کدهای خفن جاوا اسکریپت