






ای كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاري دارم
هزار تا وعده دادي نيومدي مارو كاشتي
اين دل مهربونو چشمانتظار گذاشتي
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري
ای كه سياهه چشمات همرنگ روزگارم
از دست تو چه روز و چه روزگاري دارم
هزار تا وعده دادي نيومدي مارو كاشتي
اين دل مهربونو چشمانتظار گذاشتي
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري 
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار
چه روز و روزگاريه واي چه شباي تاريه
دل پي بيقراري و عاشق ما فراريه
اون روز و روزگاري بود زمستون و بهاري بود
تو شادي و تو غصهمون حال و هواي ياري بود
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري 
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار
براي بيوفايي هزار بهونه داري
هزار و يك شكايت از اين زمونه داري 
چشمانتظارم نذار تاريك و تارم نذار
بيشتر از اين غصه رو رو كولهبارم نذار







دلم خیلی خیلی براش تنگ شده
برایه همین چون که امشب هم بگذره
اومدم اینجا و یه کم نوشتم
و یه کم هم تو وبلاگ دلم نوشتم 
تا مگر آروم شم
همش لحظه شماری میکنم بیاد
نمی دونم شما هم مثل من درد انتظار کشیدنو داشتید یا نه
خیلی خیلی سخته 
من تمام این شعر رو از اینور اونور گیر میارم
یا اینکه از رو ترانه ها مینویسم 
دوست دارو یه دنیا 








کی بر میگردی دیگه طاقت ندارم
