
چشم من صبور و ساكت ... دل من زخمي ديدار
گفتي با دل شكسته ... تو صدام كن با يه فرياد
اي تمام مهربوني ... تو شباي غربت من
حرف اين دل شكسته ... با تو اينه ياور من
اگه بي صدام و خاموش ... زير سقف پر ستاره
چشماي باروني من ... پر درد انتظاره
عاشقم من عاشق تو ... اي عزيز مهربونم
حرف بزن با من خدايا ... خسته و بي همزبونم
درد من تنهايي من ... تو حصار بي تو بودن
تو ميدوني كه چه سخته ... منتظر به در نشستن
بي تو بي نام و نشونم ... نميخوام بي تو بمونم
تو بذار تا در كنارت ... باشم و از تو بخونم
بي تو بي نام و نشونم ... نميخوام بي تو بمونم
تو بذار تا در كنارت ... باشم و از تو بخون

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 11:42 قبل از ظهر توسط امیر
|