میراث تاراج پاییزم
میبارم میرقصم میریزم
لبخندت فرجامم
میجویم آرامم
در صحن ایثار چشم تو
دستانت خاک من

میرویم میرویم
با اشک پربار چشم تو
آیین پاکت را مهمانم
در مهر پیدایت پنهانم
دور از تو آوارم
بی باران میبارم
با روح سرشارت نابم کن
دور از تو بیتابم
بیخوابم بیخوابم

با شعر چشمانت خوابم کن
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 10:48 بعد از ظهر توسط امیر
|